محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

504

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و سوار ، همه تفنگچى و كماندار و سراسر شمشير زن و نيزه گزار ، به امداد و اعانت درويش محمد خان به نيشابور روند كه در خلال اين احوال قضيهء شنيعهء لرستان حادث گرديد و درويش محمد خان به اميد « 1 » رسيدن مدد از جانب عراق ، با سواران و پيادگان باتفاق ، دل بر محاربه و مقاتله نهاده بجد هر چه تمامتر با اعداء ابواب جدال و قتال برگشوده « 2 » داد مردى و مردانگى ميدادند ، به حيثيتى كه دوست و دشمن زبان به تحسين و آفرين برگشادند و هر نوبت در اثناى داروگير ، فوجى از اوزبكان دلير كشته گشته ، زمره‌اى اسير و دستگير ميگرديدند و با اين دستبردهاى غالبانه ، اوزبكان پاى از معركهء كينه‌ورى نميكشيدند و همچنان بر سمند تقليد راكب بوده از ارتكاب جدل متقاعد نميگشتند . تا آنكه روزى ، در عين مجادله و پيكار ، و مجاهدهء غازيان نصرت آثار ، خواهر زادهء عبد اللّه خان با بعضى ديگر از اوزبكان گرفتار گرديدند « 3 » و از اينجهت اوزبكان دل شكسته شده و طى وادى عناد كرده بساط نزاع در نورديدند و چون ميدانستند كه به علت قلت مأكولات ، كار محصوران تنگ شده و فى الجمله اضطرابى بهم رسانيده‌اند ، اوزبكان فرصت يافته « 4 » طرح بناى صلح انداختند و ايلچى نزد درويش محمد خان فرستاده استدعا نمودند كه محصوران خواهرزادهء عبد اللّه خان را مستخلص ساخته نزد عبد المؤمن سلطان فرستند ، و اوزبكان ايشانرا راه دهند كه از حصار بيرون آمده متوجه عراق گردند بنابر ضرورت ، طرفين به اين راضى شدند و چنين مقرر شد كه خواهر زادهء عبد اللّه خان را نجات داده ، بجانب لشكر خود رود ، و ساير اوزبكان كه اسير و دستگير شده مقيد بپايهء سرير پادشاه مؤيد برند . برين موجب قرار يافت و عبد المؤمن سلطان يكى از تواچيان را فرستاده عم زاده‌اش را از شهر بيرون برده بحضور او رسانيد

--> ( 1 ) - م : درويش محمد به اميد ( 2 ) - م : گشاده ( 3 ) - م : خواهر زادهء عبد اللّه خان را با بعضى ديگر از اوزبكان دستگير كردند ( 4 ) - م : اوزبكان يافته